تبليغاتX
آرزوی شب های تنهایی
آرزو با هرم نگاهت می گیرم وضو
 
آرزو دوستت دارم
 
 
تا عبد . . .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:47 توسط هادی |
خدا یا مرا در درگاه خود . . . حفظ کن
تنهایی ٬
تنها تعبیری کوتاه
از این همه
بی تو بودن است!

مرا ببخش !
اگر ناچارم
میان سطر سطر شعرم
نامت را
میان چند نقطه پنهان کنم
آخر اینجاجنایت ومجازات
نا برابر است.
از این است که میترسم
به جرم بردن یک نام
مرا حلقاویز کنند.

این روز ها خالی از شعرم!

تهی از هر واژه ی ناب

که جاودانگی جنونم را تصویر کند.

تنها تبسم یک آه

گاه و بی گاه

به خیال دوری تو !

طرحی میزند.

 

Image and video hosting by TinyPic

بی قرارم

میخواهم

سر بر شانه های خویش بگذارم

و غم این هزاره ی بی انسان را

سیر بگریم!

.

.

.

 

بی قرارم!

چشمان از نفس افتاده ام را در آغوش میگیرم

تا

این غربت خانگی را

با خود قسمت کنم!

.

.

.

بی قرارم!

می خواهم بروم.

گر چه این راه را

آن دشت آبی پایان نیست،

وقتی که از زمینم.....

.

.

.

درجدال تبسم و توبه،

مرا به نزول یک معجزه امیدی نیست.......

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 1:8 توسط هادی |
...غم وغصم بی شماره... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق... ... دو سه روزی عاشقم شد... ... عشق اون باعث زجر... ...همه دقایقم شد... ...اونکه عاشق بود عمری... ... ز جدا شدن می ترسید... ...همه هراس وترسش... ... به دروغش نمی ارزید... ... چه اثرازاین صداقت... ... چه ثمرازاین نجا بت... ... وقتی قد سرسوزن... ... به وفا نکردیم عا دت...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:38 توسط هادی |
 ساقيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست,..

يا كه من بسيار مستم يا كه سازت ساز نيست,..

ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو,..

يا كه من مست و خرابم يا كه تارت تارنيست,..

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 19:13 توسط هادی |
 

به خدا عشق من یه روزه نیست باور کن

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 18:3 توسط هادی |
آرزو دوستت دارم
سلام به همه ی عاشقان واقعی و یگانه عشقم که به سرحد جنون میپرستمش !

 

تقدیم به آرزو زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

 

تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

 

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

 

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

   می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

 

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

 

بنابراین:

 

هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه. اش ویران 

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

 

  چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .   

  

 پس:    

 

 برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

 

بنابراین:

 

قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

 

عاشقانه دوستت بدارم .

 

میدونی غم دیدنو زجر کشیدن خیلی سخته

  • دلمو تو غبار نامهربونی ها شکستن
  • قلبمو له کردن هر دم احساس میکردم قلبم تو مشت یه نامرد
  • داره فشرده میشه صدات کردم صدامو نشنیدی
  • قلبمو ندیدی ولی من نا امید نشدم همیشه با خاطر هات بودم
  • با یاد اون چشات اون دستای توانات
  • اون بوی نوازشگرموهات منم که خراب ومست بودم همیشه
  • نمیدونم چیکار کنم با عشقت با لبخندت با...
  • پرنده کوچیک دلم زیر هجوم نگاهای سنگینت له شد
  • میشه پرنده قشنگمو آزاد کنی منو نوازش کنی
  • دارم میمیرم دارم از بین میرم اما تو
  • تو بی اعتنایی...............!!!!! 
  •     
  •                       
  •  
  • عشق باروح شقایق زیباست
  •  
  • عشق با حس رت عاشق زیباست
  • عشق با بغض دقایق زیباست
  • عشق باحسرت دیداربا تو بودن زیباست
  •  
  •  
  •  
  •  
  • عشق                                      بيداد    من

باختنيعني                    لحظهعشق

جانسرزمين             يعنييعني

زندگي پاک من عشقليلي و

قمارمجنون

درعشق يعني ...شدن

ساختنعشق

دل يعني

كلبه  هادی و آرزو  وامق و

يعني عذرا

عشق شدن

  منعشق

 فرداي يعني

  كودك  مسجد

  يعني الاقصي

عشق  من

 
 
  
 

   

دوستت دارم

بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و بيشتر از آنچه باور داري

 عاشق تو هستم



بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو

هستم.

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و

 

سياهي ندارد!



دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم

چونكه مرا باور

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني
!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز

اين از خداي

خويش هيچ آرزويي را ندارم


عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به

تو
!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس
!

عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي

 عشق را به من

ابراز كردي و آموختي
!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست

داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو

 كسي لايق اين

قلب بي طاقت من نيست


هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه

 عاشق و ديوانه

تو مي باشد
!

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم

 و در آغوش

خود بفشارم
!

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر

 از ليلي و

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي

 ديگريم!

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را

عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر

 تنهايي نيست!

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو

 را ميبينم .

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر

 هيچگونه جاي

ابرازي براي آن نيست
!

مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از اشكهاي

 تو!

با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم



با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان

 بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي

 بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت

 طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد
!

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با

احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا

بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

 

 تا تنهاي تنها بشود و بزنه زير گريه …..

نمي دانم ولي انقدر دلم گرفته كه فكر نمي كنم حتي اگر تنها بشوم و كلي گريه كنم بازم آرام بشوم..

چند وقتي ميشه كه يک حس عجيبي دارم همش فكر مي كنم كه جاي يک چيزي در زندگيم خالي است به خدا هرچي دنبالش مي گردم باز پيدایش نمي كنم

خدايا چرا راهنماييم نمي كني؟؟ چرا نميگي چي كم دارم در زندگيم ؟؟

 

 

امشب دلتنگم

 و عجيب آنکه دلتنگي امشبم رنگ و بويي ديگر دارد ... !

 گويي امشب هزاران برابر

بيشتر از مجنون ،

 عاشق ليلي دلم هستم ...!

 مجنوني که در بيابان خاطرات کوتاهي که با تو داشته

حيران و سرگردان به دنبال ردپايي از تو مي گردد .


و تو مي آيي !

 بي آنکه با ناز آمدنت

 ليلايي از تبار مجنونت را در انتظار آمدن بي تاب کني ...!

روي تخته سنگي نوشته شده بود:

 

اگر جواني عاشق شد چه کند؟...

 

 

من هم زير آن نوشتم:

 

بايد

صبر کند...

 

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم

 

 زير نوشته ي من کسي نوشته بود:

 

اگر صبر نداشته باشد

 

چه کند؟...

 

 من هم با بي حوصلگي نوشتم:

 

.....بميرد بهتراست

 

براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.

 

انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.

 

اما.............

 زير تخته

 

سنگ جواني را مرده يافتم.....

زندگي سه چيزاست:اشكي كه خشك مي شود


 

 لبخندي كه محوه مي شود يادي كه مي ماند


 

وفراموش نميشود

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 13:48 توسط هادی |

ارزو دارم که شمعی باشم و تنها بگریم
ارزو دارم که تنها در دل شبها بگریم
ارزو دارم که دور از دیده بیگانه امشب
دیده را دریا کنم خود بر لب دریا بگریم  
ارزو دارم که امشب مثل طفلی نا شکیبا
از غم بی همزبانی با دلی شیدا بگریم
ارزو دارم که همچون کودکی گم کرده مادر
بر سر هر رهگذر پیدا و ناپیدا بگریم
ارزو دارم که امشب را سحر در پی نباشد
تا سیه پوش از غمش در این شب یلدا بگریم
ارزو دارم که دل در سینه ام اتش بگیرد
دل بسوزد من زسوز دل به صد غوغا بگریم
ارزو دارم که در صحرای حسرت همچو مجنون
در دل تاریک شبها از غم لیلا بگریم
ارزو دارم که همچو مجنون راه صحرا بگیرم
روز و شب راه طی کنم تا در دل صحرا بگریم
ارزو دارم که یک شب بی خبر از در در اید
تا در اغوشش ز شادی مست و بی پروا بگریم
ارزو دارم که جان را با غمش سودا نمایم
ارزو دارو به یاد اخرین سودا بگریم

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 20:59 توسط هادی |

در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه حیات من است

چشم هايت شعري ناسروده بود

                                          شنيدم و از بر كردم.

 دست هايت قصه اي نانوشته بود

                                    خواندم و باور كردم

  قلبت آوازي نخوانده بود

                                     نشستم  و ترانه سر کردم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 14:39 توسط هادی |

زندگي اجبار است

 

 مرگ انتظار است

 

 عشق يکبار است

 

جدايي دشوار است

 

فکر تکرار است

 

اگر رفتم تو يادم کن

 

اگر مر دم تو خاکم کن

 

اگر ماندم..............

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 16:1 توسط هادی |

 

Hadi  : arezo

 

 

 

ارزو  ارزو  با من از عشق بگو

 

 

 

 

 

تا مرز جنون هم سفرم کردی

 

 

 

با حرم نگات خاکسترم کردی

 

 

ارزو  ارزو  با من از عشق

 

ای اشفته ام اشفتهام کردی

 

 

بی رنگیمو دیدی باورم کردی

 

 

 

آ  ر    ز   و

 

 

 

ارزویه من داشتن تو بود ارزو

 

 

 

 

مست عشقتم نشکنی دلم سبوه

 

 

 

 

رازه سبز جنگل تو چشم ای تو

 

 

 

رنگ سرخ مهتاب رو لبهایه تو

 

 

 

گونه ی  چشام  پرتو نگام ماله تو

 

 

 

 

 

پاکیو صفام شوق خنده هام ماله تو

 

 

 

لحظه ای تو چشم تو گم شدن ماله من

 

 

 

 

حس خوندنم گرمی صدم مله تو

 

 

 

آ  ر   ز   و

 

 

 

 دوستت دارم

 

 

ارزو 

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 12:14 توسط هادی |
JavaScript Codes